عبدالله مستوفى
266
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
پا داشتند . شتر هم ميتوانست از آب بگذرد . ولى دست و پاى الاغ با ژرفى و تندى رود متناسب نبود . چهاروادارها از مالهاى خود پائين آمده ، شتر را خواباندند و الاغ را بر پشت شتر گذاشته برود زدند . بوسط رود كه رسيدند شتر بالاغ گفت : تو آنوقت خواندنت آمد ، خواندى ! منهم حالا رقصم ميآيد ! الاغ آنچه عجز و لابه كرد ، بخرج نرفت و شتر با دو سه حركتى كه به بالا تنه و پاهاى دراز خود داد ، الاغ را از گردهء خود به آب انداخت و آب الاغ را غرق كرد . آقايان ! هرچه ميخواهند آواز وحشى مردهباد و زندهباد بخوانند ، و باد ببوق شمال و جنوب بكنند . ولى بدانند كه نوبت رقص ملت حقيقى ، كه هيچ رنگ خارجى نداشته باشد ، عنقريب خواهد رسيد و اين آوازهخوانى براى هردو دسته خيلى گران تمام خواهد شد . چنان كه بيست و پنجسال قبل هم گران تمام شد . خوانندگان عزيز ، عاقبت متجاسرين را بعد از رفتن بالشويكها از گيلان ، البته بخاطر دارند . الآن هم از كيفيت سقوط سيد ضياء الدين كه او امروز هم يكى از محركين اصلى اين زندهباد و مردهبادها است مسبوق خواهند شد . مقدمات سقوط سيد ضياء حكما ميگويند منتها درجهء ترقى ، اولين درجهء تنزل است . فيزيكدانها هم ميگويند ، چون صعود حركتى قسرى است ، و بوسيله فشار خارجى صورت ميگيرد آخرين درجهء آن اول سقوط است ، عوام هم مىگويند « ترقى زياد مايهء جوانمرگى است » اين شاعر در شعر : در سركشى است خاكنشينى گه گفتهاند * فواره چون بلند شود سرنگون شود نيز نظر به همين موضوع داشته است . اگرچه مؤسسين كودتا ، چنان كه در جاى خود تشريح كردهام به عامل قلمى كودتا خيلى اهميت نميدادند ، و در جستجوى اين شخصيت ، خيلى دچار انديشه و فكر نبودند ، و همين كه عامل نظامى آن را پيدا كردند ، چندان در صدد تناسب عامل قلمى آن با اوضاع برنيامده ، و انتخاب سيد ضياء الدين هم با نظرات همهء كارفرمايان اين خيمهشببازى ، يا پهلوان گيسدار موافقت نداشت ، ولى در هرحال طرز عمليات را اعم از اينكه بدستور مؤسسين يا اثر فكر خود سيد ضياء الدين بود ، طورى برداشته بودند كه بىثباتى آن در نزد متفكرين مسلم بود و همه ميدانستند كه اين بازى موقت و طبعا دوام و ثباتى نخواهد داشت . حبس و تبعيد و تحت نظر داشتن چهارصد پانصد نفر ، از وجوه اهل كشور ، تمام كارها را از جريان انداخت و تجربهء همين دو سه ماهه ثابت كرد كه روزنامهنگار لامحاله ، در اين كشور سياستمدارى نميتواند بكند . اشخاصى هم كه سيد براى كمك و همكارى خود بقيهء حاشيهء صفحهء قبل
--> حيوان كه واقعا احتياج بدنبال دويدن و سينه كردن دارند بيشتر به كار است . گاهگاه نسبت بانسانى كه براى بيرون كردن او حاجت بقسر و فشار داشته باشند و توهين آنها هم منظور باشد استعمالش ميكنند .